91/11/28 ( واکسن 4 ماهگی )
پسرای عزیز من :
امروز واکسن ٤ ماهگیتونو زدیم , با بابایی رفتیم ایلیا بغل من بودی و امیر علی بغل بابایی ... اول بهتون قطره داد و بعد واکسنتونو زد ... فداتون بشم که گریه نکردید و فقط یه کوچووولو بیقراری کردید 
الان ایلیا جون یکم تب داری و به خاطر قطره استامینفن دوست داری بخوابی شیر هم کامل نخوردی انگار یکمم درد میکنه پات
منم واسه اینکه تبت کمتر شه یه دستمال تر لای رون پاهاتو یکمم رود پیشونیت گذاشتم که خیلی بهترت کرد
امیرعلی جان تبت کم تر از ایلیاست ولی خیلی جالبه اینکه تو که همیشه پاهاتو یه عالمه تکون میدادی الان فقط اون پات که واکسن نزدی تکون میدی ( خیلی زززززززززززرنگیا )
خیلی دوستون دارم انشاالله تبتون فردا قطع شه عسلای من 


مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


91/11/28 ( واکسن 4 ماهگی )
